|
يک گروه از دانشمندان چند ميمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس يک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند هربار که ميمونی از نردبان بالا میرفت، دانشمندان ميمون های ديگر را با دوش آب سرد خيس کردند. پس از مدتی، هر ميمونی که از نردبان بالا میرفت ميمون های ديگر ازترس خیس شدن او را کتک می زدند. پس از مدتی، هيچ ميمونی ديگر جرات اينکه از نردبان بالابرود را نداشت، گرچه وسوسه او بسيار عميق بود.
دانشمندان تصميم ميگيرند يکی از ميمون ها را با ميمون جديدی عوض کنند. ميمون تازه وارداولين کاری که می کند برای بدست آوردن
موز از نردبان بالا می رود. ولی ميمون ها ديگر او را
بشدت کتک می زنند پس از چند بار کتک خوردن، ميمون تازه وارد فرا می گيرد که نبايستی
از نردبان بالا برود، اما هرگز نميداند چرا.
. . . . . . . .
حالا آنچه مانده ميمون های جديدی هستند که حتی هيچکدامشان
دوش آب سرد را هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر ميمونی
که از نردبان بالا می رود را کتک می زنند.
اگر ممکن بود از ميمون ها پرسش شود چرا آنانی که از نردبان
بالا ميروند را کتک می زنند،
مطمئن باشيد جواب می توانست اين باشد... ”من نميدانم " اين روشی است که در اينجا مرسوم است“ آيا بنظر شما این پاسخ مانوس و خودمانی نيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا ما به آن کار هائی که می کنيم ادامه می دهيم، اگر راه ديگری
برای آن وجود دارد که عاقلانه تر است!!؟
« فقط دو چيز بیکران و سرمد است:
کهکشان و حماقت انسان،
درمورد پيشترمطمئن نيستم !»
(آلبرت انیشتین)
+ نگارش در چهارشنبه 4 مهر1386 17:46 توسط آخرین سامورائی |
|