|
روحم را هفت بارنكوهش كردم:نخستين بار هنگامي كه اورافروتن ديدم تاشايدبه جايگاهي رفيع دست يازد.دوم بارهنگامي كه اوراديدم كه درمقابل معلولين ميلنگد .سوم بار هنگامي كه درانتخاب ميان سختي وراحتي مختاربود وراحتي رابرگزيد . چهارم بار هنگامي كه گناهي مرتكب شد وخودرا دلداري ميدادكه ديگران نيز خطاميكنند . پنجم بارهنگامي كه ازسرضعف صبرپيشه كرد وصبرخويش را به قدرت نسبت داد . ششمين بار هنگامي كه زشتي چهره اي را نكوهش كردونمي دانست كه آن يكي از نقابهاي خودش است. وهفتمين بارهنگامي كه آواي ثناسرداد وآن رافضيلتي پنداشت. تو شراب مينوشي شايد كه مست شوي ومن مينوشم شايد كه مرا از مستي آن شراب ديگر هشيار كند.
+ نگارش در شنبه 13 مرداد1386 21:33 توسط آخرین سامورائی |
|