|
درآينه دوباره نمايان شد باابرگيسوانش درباد باز آن سرود سرخ انالحق ورد زبان اوست. تو درنمازعشق چه خوانده اي ؟ كه سالهاست بالاي دار رفتي واين شحنه هاي پير ازمرده ات هنوز پرهيزميكنند؟ نام تورا به رمز رندان سينه چاك نشابور درلحظه هاي مستي مستي وراستي آهسته زيرلب تكرارميكنند وقتي تو روي چوبهء دارت خموش ومات بودي..... ما...... انبوه كركسان تماشا با شحنه هاي مآمور مآمورهاي معذور! همسان وهمسكوت مانديم . خاكسترتورا بادسحرگاهان هرجا كه برد مردي زخاك روئيد… دركو چه باغهاي نشابور مستان نيمه شب به ترنم آوازهاي سرخ تورا باز ترجيع وار زمزمه كردند… (نامت هنوز وردزبانهاست) هنوز… + نگارش در چهارشنبه 10 مرداد1386 17:21 توسط آخرین سامورائی |
|