تبليغاتX
آخرین سامورائی 最後の侍 _「ラストサムライ」 - شكلات

آخرین سامورائی 最後の侍 _「ラストサムライ」

    

با يك شكلات شروع شد من يك شكلات گذاشتم توي دستش اويك شكلات گذاشت توي دستم من بچه بودم اوهم بچه بودسرم رابالاكردم سرش بالا كرد ديد كه مراميشناسد خنديدم گفت:دوستيم؟گفتم:دوست دوست.گفت:تا كجا گفتم:دوستي كه تا نداردگفت:تا مرگ خنديدم وگفتم:من كه گفتم تا نداردگفت:باشه تا پس از مرگ:گفتم نه نه نه تا نداردگفت:قبول تا آنجاكه همه دوباره زنده ميشن يعني زندگي پس از مرگ بازهم باهم دوستيم تا بهشت تاجهنم تاهرجاكه باشد من وتو با هم دوستيم خنديدم گفتم :توبراش تابزار تا هرجاكه دلت ميخواد يك تا بزار اصلا" يك تا بكش ازاين سردنيا تا اون سردنيا اما من تا نميگذارم نگاهم كرد نگاهش كردم باور نميكرد مي دانستم او مي خواست حتما" دوستي مان تا داشته باشه دوستي بدون تا را نمي فهميد.

...............................................................

گفت بيا براي دوستيمان يك نشانه بگذاريم گفتم باشه تو بزار گفت( شكلات) هربار كه همديگر رو مي بينيم يك شكلات مال تو يكي مال من باشد؟ گفتم باشد هربار يك شكلات ميگذاشتم توي دستش اوهم يك شكلات توي دست من باز همديگر را نگاه ميكرديم يعني كه دوستيم دوست دوست من تندي شكلاتم را باز مي كردم وميگذاشتم توي دهانم وتندتندآنرا مي مكيدم ميگفت: شكمو تو دوست شكموئي هستي وشكلاتش رو مي گذاشت توي يك صندوق كوچولوي قشنگ مي گفتم: بخورش مي گفت: تمام ميشود مي خواهم تمام نشود براي هميشه بماند صندوقش پراز شكلات شده بود هيچ كدامش رو نميخورد من همه اش را خورده بودم گفتم: اگر يكروز شكلات هايت را مورچه ها بخورند ياكرم ها آنوقت چه كار ميكني؟گفت مواظبشان هستم مي گفت مي خواهم نگه شان دارم تا موقعي كه دوست هستيم ومن شكلات را مي گذاشتم توي دهانم و مي گفتم نه نه تا ندارد دوستي كه تا ندارد.

....................................................................

يكسال دوسال چهارسال هفت سال ده سال وبيست سال شده است اوبزرگ شده است من بزرگ شده ام من همه شكلات هاراخورده ام اوهمه شكلات ها را نگه داشته است او آمده است امشب تاخداحافظي كند.مي خواهد برود.برودآن دوردورها ميگويد مي روم اما زود برميگردم من مي دانم ميرود وبرنمي گردد يادش رفت شكلات را به من بدهد من يادم نرفت يك شكلات گذاشتم كف دستش گفتم اين براي خوردن يك شكلات هم گذاشتم كف آن دستش اين هم آخرين شكلات صندوق كوچكت يادش رفته بود كه صندوقي دارد براي شكلات هايش هردورا خورد خنديدم مي دانستم دوستي من تا ندارد مي دانستم دوستي او تادارد مثل هميشه" خوب شد همه شكلات هايم را خوردم. اما او هيچ كدامشان را نخورد.حالا بايك صندوق پرازشكلات نخورده چه خواهدكرد؟

 

+ نگارش در یکشنبه 7 مرداد1386 0:0 توسط آخرین سامورائی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

خاطره خودکلانتر جان است
انتظارفرج از نیمه خردادکشم
فاحشه
راز بی اخلاقی مسلمانان
بازی‌های المپیک چین تحریم شد
دعاي مخصوص سال نو
تاکی گریزی از اجل
خوشبختی
از طلا بودن پشیمان گشته ایم
کل یوم عاشورا
عکسهای متفاوت جنگ در عراق
گمشدگان
... ملت تو ماشدیم کورش والا
شهادت آب
پیامبرودیوانه
. . . سرخ کردن ماهی
درخشش
كُند همچون دشنه اي زنگار بسته
من کیستم
لبخند
. . . ببین مرگ مرادرخویش
. . . این روشی است که
. . . ببین تفاوت کار
رهبردنیا
وصیت نامه داریوش
دست امید
لیلی
بهشت از آن تو
جائیکه خدامیخواهد من آنجاباشم
. . . زن عشق مي كارد و
احمدی نژاد معجزه هزاره سوم
آرتور اشی
شکلات
چارلی چاپلین
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386


آرشیو موضوعی

ادبی
اعتياد
سخن بزرگان
انديشه هاي يك سامورائي
شعر
زنان
عکس
خبر


پیوندها

4shared
خبرگزاری فارس
خبرگزاری مهر
ایرنا
ایسنا
ایلنا
انجمن معتادان گمنام
هاواري ئه وينار...فرياد عاشق
انتهاي سكوت....رضا
sharemation
flickr
tinypic
keepvid
youtube
كانون زنان ايراني
بانوي تو
روانبخش صادقی
پاگرد
تغئیر برای برابری
حسین پناهی
صادق هدایت
کاوه گلستان
سهراب سپهری
مهتاب
اهداء عضو
شوق رهائي
مرگ اهريمن
قلمستون
درد دل يه ...
نقطه چين
گفتني ها
دوست داران كورش
پشه درسرزمين عجايب
شاه آمفاكتوس سوم
پائولو كوئليو
رويش
فرزام شيرزادي
كافه انتهاي كوچه بن بست
ساعت صفر
ابلهي كه همه چيز ميدانست
ابوالهول
دوشيزه مترسك
خرچنگ قورباغه
رويداد
شيخ حقگو
ابراهيم نبوي
آغاز يك پايان
امپراتور
نفرت
آناهيد
كلوزآپ
سهيل آصفي
كلماتي ازيك كوهنورد
دل آواز...استادشجريان
تاآزادي پلي تكنيكي هاي دربند
بهجو
عكس نوشته هاي منصورنصيري
بهرام مشيري
چلغوز مهمترين روزنامه بشريت
فتو وبلاگ مستان
نيك آهنگ كوثر
مسيح علي نژاد
آواي آزاد
كسوف
سايت تخصصي فلامنكو
ساهاجايوگا
احمدباطبي
رندانه
خاطرات سرپائي
كپي وبلاگ
قانون سيب..علي ايران نژاد
مكتب كمال...محمودمعظمي
حقيقت روشن
اتاقي ازآن خود
تراوشات یک ذهن بیمار
آبهای درخشان
لوح سپید
یاس وحشی برگی از طبیعت انسان
خبرنامه اميركبير
افسون
گاه شمارايرانيان
جیمبولک
فتووبلاگ امین نظری
تاملاتی در کتاب مقدس
تصویر برابری
میدان زنان
اتوبوس آبی
نه طنز
دوده
سه شنبه خاکستری
کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند
خاطرات یک مرد مرده
قهوه و سیگار
گل آقا
خاطرات
کافه نادری
دانشنامه آزاد ويكي پديا
همه چيز درباره اسلام
رضا فاضلي
فصل سرد
رویا طلوعی
آپلود صوتی
نسل خاموش
من یک پسرم
جغد سفيد
سگ سیبیل
وبلاگ مریم ها
صلیب شیطان
پروانه های خیال
شاه شمشادقدان
ژیوار
پابرهنه تا ماه
اختا
بی خدائی چیست
مایی هستیم و شمایی هستید
شبح آینه پوش
تردید خاکستری
دیرینه دل
فریاد ایرانی
برگا رفته
نوشته های تنهائی
اینک میان دوهیچ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin