|
و بسياري از اعمالي كه ما امروز انجام ميديم از نوع دوميشه يعني تقليد به همين دليل فرصت انديشه يا تجربه كردن رو از خودمون سلب ميكنيم واما داستان از اين قراره كه روزي مردي متوجه شد كه همسرش هميشه هنگام سرخ كردن ماهي سر وته ماهي رو ميزنه وبعد اونرو توي ماهي تابه سرخ ميكنه وقتي علت رو جوياشد از همسرش اين جمله رو شنيد:" نميدونم چرا ولي از وقتي كه يادم مياد مادرم هم همينكارو ميكرد ومن هم سرخ كردن ماهي رو به همين شيوه از مادرم آموختم".مرد به مادر زنش مراجعه كرد و ازاو پرسيد "چرا شما سر وته ماهي رو ميزنيد واونو سرخ ميكنيد"؟مادر زن هم پاسخي مشابه دادوگفت كه به تقليد از مادرش اين كاررو انجام ميداده بدون آنكه دليلش رو بدونه مرد به مادر مادر زنش مراجعه کرد و . . . . . دردسرتون ندم اين قضيه پرسش و پاسخ بهمين شيوه ادامه داشت كه بالاخره يكي از اونها پاسخي قانع كننده داد ميدونيد اون پاسخ چي بود؟ بدلیل اینکه ماهي تابهء ما كوچك بود ويك ماهي درسته توش جا نميگرفت من هميشه سروته ماهي رو ميزدم وبعد سرخش ميكردم!!!!!!!!! اين فقط يه قصه بود اما فكر ميكنيدما آدما توي زندگي در مورد چه مسائل مشابهي از اين شيوه پيروي ميكنيم؟ مطلبی درهمین رابطه: این روشی است که در اینجامرسوم است + نگارش در شنبه 28 مهر1386 11:26 توسط آخرین سامورائی |
يك سامورايي مرگ را تولدي دوباره ميبيند، به همين دليل از مرگ باكي ندارد و همواره با مرگ زندگي ميكند. او مرگ را بر خود آسان ميگيرد، دلبستگيهاي خود را به دنيا كم ميكند و به مرتبه تعالي روح اهميت فراواني ميدهد. او جوري نفس ميكشد، زندگي ميكند و احساس ميكند كه گويا در دم مرگ است و آخرين باري است كه او فرصت نفس كشيدن و احساس كردن دارد، به همين دليل دروغ نميگويد، دزدي نميكند، قلب كسي را نميشكند، خاطر كسي را آشفته نميگرداند و ... زيرا او ميداند پس از مرگ همه چيز تغيير خواهد كرد. زمان متوقف ميشود و ماهيت خود را از دست ميدهد، همه متعلقات مادي پس از مرگ هر چند با ارزش بيارزش ميشود و تنها موردي كه از اين متعلقات مادي در مسير تكامل روحمان پس از مرگ نقش دارد اعمالي است كه ما بوسيله آنها انجام دادهايم. + نگارش در سه شنبه 13 شهریور1386 12:8 توسط آخرین سامورائی |
عمل پاره كردن شكم روشي است كه از حد تصور يك انسان عادي براي خودكشي خارج است. عملي دردناك كه اكثراً اسطورههاي سامورايي از آن استفاده ميكردند. در فلسفه قديم ژاپن اعتقاد بر اين بود كه روح سبز مانند هسته سيب است، غيرقابل ديدن، اسير و غيرقابل حركت در داخل پوست و بر اين اساس سپوكو را بدينگونه توضيح ميدهند. قطعاً سيب حيات دارد اما در مورد هسته روح اين حيات هنوز ناكافي به نظر ميرسد. در حقيقت براي هسته تنها راه مطمئن حيات، زيستن و ديدن و مشاهده همزمان ميباشد و تنها يك روش براي حل اين تناقض وجود دارد. چاقو محكم در داخل سيب ميرود به طوري كه آن را ميشكافد و هسته در معرض نور قرار ميگيرد، آن نور موردنظر، نوري است مشابه با نوري كه به سطح سيب ميتابد. اكنون حيات يك سيب بريده و تكه تكه شده است. (روي ادامه مطلب كليك كنيد) ادامه مطلب + نگارش در سه شنبه 23 مرداد1386 21:6 توسط آخرین سامورائی |
پيمان بستن با خود و سختكوشي در راه هدف درس نخست در طريقت سامورايي است ونشان از انديشه استوار دارد.زيبايي در رفتار بجا و منشي درست است، نبايد كه در انجام كارهاي بايسته كوتاهي ورزيم. نبايد كه در بند اميال و خودپرستي بمانيم و مايه آزار ديگران شويم. ........ يك سامورايي از شكستي كه با همه تلاش انجام شده فرا رويش قرار گيرد باكي ندارد. «اگر يك سامورائي در انجام كار و يافتن مقصودي،با همه سختكوشي ناكام بماند اين شكست ا و همانند مرگي پرافتخار در جنگي نابرابر است». + نگارش در دوشنبه 15 مرداد1386 16:4 توسط آخرین سامورائی |
انديشه سامورايي خطا و خطر را در كارها ميپذيرد و لغزش و اشتباه را طبيعي و ناگزير ميداند.سامورايي، استوار و محكم از خطاهاي كوچك بيم به دل راه نميدهد. در انديشه سامورايي شكست و پيروزي 2 روي يك سكه است. آنچه اهميت دارد مبارزه و تلاش است كه پاسدار ارزشهاي سلحشوري ميباشد. + نگارش در سه شنبه 9 مرداد1386 23:29 توسط آخرین سامورائی |
|