|
کفشی که به پای یکی اندازه است پای دیگری رامیزند. دستورالعملی برای زندگی وجودندارد که مناسب همه کس باشد. (کارل گوستاو یونگ) اگه از من بپرسید تاثیرگذارترین کتابی که تا بحال خوندی چیه مطمئنا"اولین جوابی که بنظرمن میرسه اینه: "پیامبر"ودیوانه شاهکار جبران خلیل جبران .بخشی ازاین کتاب درباب "اندیشه" میگوید:. . . . آنگاه زنی که کودکی در آغوش داشت گفت:باماازفرزندان سخن بگو واو گفت: فرزندان شما فرزندان شما نیستند.آنها پسران ودختران خواهشی هستند که زندگی به خویش دارد.آنها بواسطهء شما می آیند اما نه ازشما وباآنکه باشمایند از آن شما نیستند.شمامیتوانید مهر خودرا به آنهابدهید امانه اندیشه های خودرا زیراکه آنها اندیشه های خودرادارند.شما میتوانید تن آنهارادرخانه نگاه دارید اما نه روح شان را زیراکه روح آنها درخانهء فرداست که شمارابه آن راه نیست حتی در خواب! شمامیتوانید بکوشیدتامانند آنها باشید اما مکوشید تاآنهارامانند خود سازید.زیراکه زندگی واپس نمی رود و دربند دیروز نمی ماند. . . . . . + نگارش در سه شنبه 8 آبان1386 10:22 توسط آخرین سامورائی |
مقايسه را كنار بگذار ، آنگاه زندگي واقعاً زيباست . مقايسه را كنار بگذار آن وقت مي تواني بي كم و كاست از زندگي لذت ببري . كسي كه از زندگي اش لذت مي برد هيچ ميلي به تملك ندارد زيرا مي داند چيزهاي واقعي زندگي كه ارزش لذت بردن دارند قابل خريداري نيستند . + نگارش در جمعه 19 مرداد1386 1:28 توسط آخرین سامورائی |
طبق آخرين تحقيقات،داريوش هخامنشي مسلمان بوده!!!. در جمع "تيرلودرها"(منظور همان تورليدرها هستند كه جناب ملك زاده آنها را اينگونه خطاب كرد)گفت:"تخت جمشيد هويت ايراني و اسلامي دارد. آن را رو به سمت قبله ساختهاند.اصلا تخت جمشيد "ياعلي" است!!!!!." ايشان همچنين فرمودند:" سه و نيم ميليون از جمعيت شش ونيم ميليوني توريستهايي كه به تونس ميروند،توريستهاي فرهنگي هستند.اما اين تونس هيچ چيز ندارد.فقط چند تا درخت نخل را در زمين فرو كردهاند." (نقل ازخبرگزاري ميراث فرهنگي)
(وصيت نامه داريوش) اينك كه من از دنيا ميروم بيست وپنج كشور جزءامپراطوري ايران است ودرتمام اين كشورها پول ايران رواج دارد وايرانيان درآن كشــورهاداراي احترام هستندو مردم كشورهانيز درايران داراي احترام ميباشند. جانشين من خشايارشا بايد مثل من درحفظ اين كشورها بكوشد وراه نگهداري اين كشورها اين است كه درامورداخلي آنها مداخله نكند ومذهب وشعائرآنهارا محترم بشمارد (روی ادامه مطلب کلیک کنید) + نگارش در دوشنبه 15 مرداد1386 11:6 توسط آخرین سامورائی |
سازش نخواهم كرد وحقيقت راقرباني مصلحت نميكنم واماآن قوم اگرموفق شوند كه مرابرداركشند وياهمچون عين القضاة شمع آجين كنند ويا مانند ژورنادو درآتشم بسوزانند حسرت شنيدن يك آخ را بردلشان خواهم نشاند + نگارش در یکشنبه 14 مرداد1386 0:3 توسط آخرین سامورائی |
روحم را هفت بارنكوهش كردم:نخستين بار هنگامي كه اورافروتن ديدم تاشايدبه جايگاهي رفيع دست يازد.دوم بارهنگامي كه اوراديدم كه درمقابل معلولين ميلنگد .سوم بار هنگامي كه درانتخاب ميان سختي وراحتي مختاربود وراحتي رابرگزيد . چهارم بار هنگامي كه گناهي مرتكب شد وخودرا دلداري ميدادكه ديگران نيز خطاميكنند . پنجم بارهنگامي كه ازسرضعف صبرپيشه كرد وصبرخويش را به قدرت نسبت داد . ششمين بار هنگامي كه زشتي چهره اي را نكوهش كردونمي دانست كه آن يكي از نقابهاي خودش است. وهفتمين بارهنگامي كه آواي ثناسرداد وآن رافضيلتي پنداشت. تو شراب مينوشي شايد كه مست شوي ومن مينوشم شايد كه مرا از مستي آن شراب ديگر هشيار كند.
+ نگارش در شنبه 13 مرداد1386 21:33 توسط آخرین سامورائی |
خداوندا: به راستي درآفرينش تو زشتي وجودندارد به من انديشه اي عطا فرما تاتحت تاثير اشكال ظاهري قرار نگيرم شكل ظاهر راتوبخشيده اي پس عيب جوئي از شكل ظاهر عيب جوئي ازتوست + نگارش در چهارشنبه 10 مرداد1386 23:42 توسط آخرین سامورائی |
زندگي فقط فرصتي است براي تعالي ، براي بودن ، براي شكوفا شدن . زندگي به خودي خود خالي است ، تا خلاق نباشي قادر نخواهي بود آن را با رضايت خاطر پر كني . تو نغمه اي در دل داري كه بايد سراييده شود و رقصي كه بايد اجرا شود + نگارش در دوشنبه 8 مرداد1386 19:12 توسط آخرین سامورائی |
آنگاه كه در آزوي بخششي هستي كه شايد نامش را نداني وآنگاه كه غمگيني بي آنكه دليلش را بداني درآنزمان براستي توبا هرآنچه رشدميكند رشد ميكني وبه سوي وجودبرتر خويش صعود ميكني + نگارش در دوشنبه 8 مرداد1386 12:34 توسط آخرین سامورائی |
سنجهء جهل تو ژرفاي باورت به بيعدالتي و مصيبت است كرم ابريشم پيله را پايان جهان مي خواند پير فرزانه پروانه مي داند + نگارش در یکشنبه 7 مرداد1386 13:7 توسط آخرین سامورائی |
كسي كه قدرت داشته باشد هرگز تجاوزكار نميشود، تنها ضعيفها هستند كه تجاوزكار ميشوند. + نگارش در شنبه 6 مرداد1386 22:3 توسط آخرین سامورائی
كسي كه بتواند به غريبه اي سلام كند ، به يك درخت هم ميتواند سلام كند . ميتواند براي پرنده ها آواز بخواند . آنها هر روز آواز ميخوانند و تو حتي به روي خود هم نياورده اي كه بايد روزي چهچهه ي آنها را پاسخ دهي ! + نگارش در شنبه 6 مرداد1386 14:6 توسط آخرین سامورائی |
|