تبليغاتX
آخرین سامورائی 最後の侍 _「ラストサムライ」

آخرین سامورائی 最後の侍 _「ラストサムライ」

نقش رستم(کعبه زرتشت)

 

 

گرچه قائم مقام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری عقیده دارد

 

در صورت هرگونه تهدید حریم محوطه باستانی نقش رستم به وسیله

 

عبور خط آهن از این محوطه با متخلفان برخورد می شود

 

اما شواهد نشان می دهد عبور قطار تا چندی دیگر لرزه بر اندام

 

این اثر تاریخی خواهد انداخت.


روز گذشته حمید بقایی در حالی از برخورد با متخلفان تهدید

 

 این محوطه باستانی سخن گفت که بسیاری از کارشناسان

 

معتقدند عبور قطار از کنار نقش رستم نه تنها این اثر باستانی

 

 را از ثبت در فهرست میراث جهانی محروم می کند بلکه موجب

 

 می شود تخت جمشید نیز از فهرست میراث جهانی حذف

 

و در فهرست میراث در خطر قرار گیرد

 

لرزه بریکره نقش رستم

 

نقش رستم باعبورغلطک هالرزید

 

(روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب

+ نگارش در سه شنبه 30 مرداد1386 23:13 توسط آخرین سامورائی |


 

من غلام قمرم غيرقمرهيچ مگو

پيش من جزسخن شمع وشكرهيچ مگو

 

سخن رنج مگوجزسخن گنج مگو

ورازاين بيخبري رنج مبرهيچ مگو

 

دوش ديوانه شدم عشق مراديدوبگفت

آمدم نعره مزن جامه مدرهيچ مگو

 

گفتم اي عشق من ازچيزدگرميترسم

گفت آن چيزدگرنيست دگرهيچ مگو

 

من بگوش توسخن هاي نهان خواهم گفت

سربجنبان كه بلي جزكه به سرهيچ مگو

 

گفتم اين روي فرشته است عجب يابشراست

گفت اين غيرفرشته است وبشرهيچ مگو

 

گفتم اين چيست بگوزيروزبرخواهم شد

گفت ميباش چنين زيروزبر هيچ مگو

 

اي نشسته تودراين خانه پرنقش وخيال

خيزازاين خانه برو رخت ببرهيچ مگو

  

 

+ نگارش در سه شنبه 30 مرداد1386 0:53 توسط آخرین سامورائی |


روزي روزگاري درختي بود...او پسرک کوچولوئي را دوست مي داشت

 پسرک هرروز مي آمد و برگهايش را جمع مي کرد و از آنها تاج مي ساخت

 و شاه جنگل مي شد از تنه اش بالا مي رفت ، از شاخه هايش مي آويخت

 و تاب مي خوردو سيب مي خورد .باهمديگر قايم باشک بازي مي کردند ،


و پسرک هروقت خسته مي شد زير سايه اش مي خوابيد ،

 او درخت را دوست  داشت خيلي زياددرخت خوشحال بود ...

اما زمان مي گذشت و پسرک بزرگ مي شد

 و درخت اغلب تنها بود تا يک روز .........

 

(روي ادامه مطلب كليك كنيد)


ادامه مطلب

+ نگارش در دوشنبه 29 مرداد1386 9:40 توسط آخرین سامورائی |


 

اين عکس بهترین عکس سال ۲۰۰۰ می باشد که کاملا واقعیست و هیچ گونه حقه ای در آن به کار نرفته است. این تصویر مربوط به نوزاد ۵ ماهه ای است که توسط یک دکتر جراح­ تحت عمل جراحي قرار گرفته است. بنا بر شرایط ویژه این جنین امکان بیرون آوردن آن از رحم مادر ممکن نبوده و عمل جراحي در حالي صورت گرفته است که جنین هنوز در رحم مادر قرار داشته است. دکتر  قسمتی از رحم را می شکافد و از طریق این شکاف نازک مشغول به انجام عمل جراحي بر روی جنین می شود. در حين عمل جراحي ناگهان این نوزاد ۵ ماهه دستان کوچکش را از رحم مادر بیرون آورده و انگشت دکتر را می فشارد. این تصویر که به عنوان "دست امید"    نامگذاری شده این صحنه استثنایی را نشان می دهد.

+ نگارش در شنبه 27 مرداد1386 14:54 توسط آخرین سامورائی |


فرض کنید:به شما این امکان رومیدن که یک رئیس برای دنیا انتخاب کنید...

که به بهترین شکل ممکن دنیارورهبری کنه وصلح وترقی وخوشبختی رو برای

 بشریت به ارمغان بیاره

سه نفر برای اینکار نامزدشدن...

شما ازبین این سه نفر کدام رو انتخاب میکنین؟

ولی اولش به یه سوال دیگه جواب بدین بعدش میریم سراغ انتخابمون....

فرض کنید که شما یه مددکار ومشاور اجتماعی بسیار کارآمدی هستین.

یک روز تودفترکارتون نشستین یه خانوم حامله به شما مراجعه میکنه که 8تافرزند داره

 ازاین فرزندان 3تاشون ناشنوا دوتاشون کور ویکی ازاونهاعقب افتاده هستن

ضمنا خوداین خانوم هم به بیماریه مهلکی دچاره...

از شمامشورت میخوادکه سقط جنین بکنه یا نه؟

شماباتجاربی که دارین وصرف نظرازاعتقادات مذهبی برای این خانوم

 چه پیشنهادی دارین؟

الان شد 2تاسوال:

۱-یه رهبرواسه دنیا      و         2 -مشکل این خانوم

................................................................................

گفتیم که 3تانامزد داریم برای ریاست دنیا

آقای شماره یک:  باسیاست مدارهای بدنام ورشوه خوار کارمیکنه.

مشورت هاش با فالگیرها  رمالها غیبگوها ومنجم هاست.

به زنش خیانت میکنه وروزی 10لیوان هم مشروب میخوره


آقای شماره دو:  از محل کارقبلیش اخراج شده.تا12ظهر میخوابه.

درمدرسه 4بار رفوزه شده.تریاک میکشه.تحصیلات آنچنانی نداره.

روزی یک بطری مشروب میخوره وچاق وبی تحرکه...


واما آقای سه: دولت کشورش بهش مدال شجاعت داده.

گیاه خوار ودارای سلامت کامل هست.

اهل مشروب وسیگارهم نیست وهیچگونه سابقه بدی هم نداشته...


به چه کسی رای میدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                                    خوب فکرکنیدوبعد....

                                                             (روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب

+ نگارش در پنجشنبه 25 مرداد1386 0:55 توسط آخرین سامورائی |


عمل پاره كردن شكم روشي است كه از حد تصور يك انسان عادي براي خودكشي خارج است.  عملي دردناك كه اكثراً اسطوره‌هاي سامورايي از آن استفاده مي‌كردند. در فلسفه قديم ژاپن اعتقاد بر اين بود كه روح سبز مانند هسته سيب است، غيرقابل ديدن، اسير و غيرقابل حركت در داخل پوست و بر اين اساس سپوكو را بدين‌گونه توضيح مي‌دهند.

قطعاً سيب حيات دارد اما در مورد هسته روح اين حيات هنوز ناكافي به نظر مي‌رسد.  در حقيقت براي هسته تنها راه مطمئن حيات، زيستن و ديدن و مشاهده همزمان مي‌باشد و تنها يك روش براي حل اين تناقض وجود دارد. چاقو محكم در داخل سيب مي‌رود به طوري كه آن را مي‌شكافد و هسته در معرض نور قرار مي‌گيرد، آن نور موردنظر، نوري است مشابه با نوري كه به سطح سيب مي‌تابد. اكنون حيات يك سيب بريده و تكه تكه شده است.

 

(روي ادامه مطلب كليك كنيد)


ادامه مطلب

+ نگارش در سه شنبه 23 مرداد1386 21:6 توسط آخرین سامورائی |


با تمام خشم خویش
با تمام نفرت دیوانه وار خویش
می کشم فریاد
 ای جلاد
ننگت باد
آه هنگامی که یک انسان
می کشد انسان دیگر را
 می کشد در خویشتن
انسان بودن را
بشنو ای جلاد
 می رسد آخر
روز دیگرگون
 روز کیفر
 روز کین خواهی
 روز بار آوردن این شوره زار خون
زیر این باران خونین
 سبز خواهد گشت بذر کین
وین کویر خشک
بارور خواهد شد از گلهای نفرین
 آه هنگامی که خون از خشم سرکش
در تنور قلبها می گیرد آتش
برق سرنیزه چه ناچیزست
و خروش خلق
هنگامی که می پیچد 
          چون طنین رعد از آفاق تا آفاق
                  چه دلاویزست
                              بشنو ای جلاد .....
                               می خروشد حشم در شیپور
                                 می کوبد غضب بر طبل
                                هر طرف سر می کشد عصیان 
                                    و درون بستر خونین خشم خلق 
                                                   زاده میشود طوفان 
                                                       بشنو ای جلاد 
                       و مپوشان چهره با دستان خون آلود 
                       می شناسندت به صد نقش و نشان مردم 
                             می درخشد زیر برق چکمه های تو 
                                       لکه های خون دامنگیر

                              و به کوه و دشت پیچیده ست 
                     نام ننگین تو با هر مرده باد خلق کیفرخواه
                              و به جا مانده ست از خون شهیدان 
                                          برسواد سنگ فرش راه 
                                 نقش یک فریاد : ای جلاد ننگت باد...

 

                                                             هوشنگ ابتهاج

+ نگارش در دوشنبه 22 مرداد1386 20:19 توسط آخرین سامورائی |


بزرگ پروردگارا؛حرفهايم رادراين

 نامه برايت خواهم نوشت .

مدتهاست ازتودورم ؛دور دور.

حالت چطوراست خداي من ؟

در دربارسلطنت ابديت اين روزها

چه ميگذرد؟ فرشته هاي

 بلورينت چه ميكنند؟

همچنان تسبيح ؟

همچنان ذكر؟

خسته نميشوي معبود؟

ازاين همه يكنواختي ؟كسلت نميكندحكومت بي رقيب؟ ...............

شيطان هم اينجاست؛پهلوي من خوب است خوشحال وراضي .

مهربان دلم برايت تنگ شده است.به خوابم نمي آيي ؟

امشب بيا اگروقت داشتي .اگررسيدگي به امور عالم اجازه ات داد؛

امشب بيا.......

 

(روی ادامه مطلب کلیک نمائید)


ادامه مطلب

+ نگارش در یکشنبه 21 مرداد1386 23:19 توسط آخرین سامورائی |


يعقوب يادعليیعقوب یادعلی، داستان‌نویس، بیش از چهل روز است که به دلیل بخش‌هایی از رمانش «آداب بی‌قراری» و یکی دو دیالوگ از مجموعه‌داستان نخست‌اش «حالت‌ها در حیاط»، در یاسوج زندانی‌ست. اتهام او نشر اکاذیب، توهین و افتراست و دادگاه یاسوج، او را از ۲۴ اسفند ۸۵ (در تمام ایام نوروز تا اکنون) به شکل غیرقانونی بازداشت کرده است. این نخستین بار است که یک داستان‌نویس، به دلیل بخش‌هایی از «داستان‌های چاپ‌شده‌اش»، پیش از محاکمه، به «زندان» افتاده است. به دلیل شرایط خاصی که پرونده‌ی او دارد، امنیت «جانی» و روانی یعقوب یادعلی در زندان یاسوج به شدت در خطر است. دادگاه او تا کنون هیچ وثیقه و تضمینی را برای آزادی او را نپذیرفته، و با او به سان متهمی رفتار کرده که ممکن است تبانی کند یا آثار جرم را مخفی کند! خانواده‌ی او تا کنون توانسته‌اند با کمک دکتر صالح نیکبخت، وکیل، و با وساطت انجمن حمایت از حقوق زندانیان (عمادالدین باقی)، نامه‌ای را برای رئیس قوه‌ي قضاییه بفرستند و درخواست کنند که مطابق قانون، پرونده‌ی یعقوب یادعلی به تهران یا یکی از استان‌های هم‌جوار منتقل شود تا در فضایی امن و منطقی، به اتهامات او رسیدگی شود، ولی تا کنون نتیجه‌ای نگرفته‌اند.

خوابگرد

اعتمادملي

+ نگارش در شنبه 20 مرداد1386 23:45 توسط آخرین سامورائی |


كوله پشتي اش رابرداشت وراه افتاد

 

.كه دنبال خدابگردد؛وگفت تاكوله ام

 

 ازخداپرنشود برنخواهم گشت.

 

نهالي رنجوروكوچك كنارراه

 

 ايستاده بود.مسافرباخنده اي روبه

 

درخت گفت:چه تلخ است كنارجاده

 

بودن ونرفتن.ودرخت زيرلب گفت:ولي

 

 تلختر آن است كه بروي وبي رهاورد

 

 برگردي.

 

كاش ميدانستي ....

 

 

 

(روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

 


ادامه مطلب

+ نگارش در شنبه 20 مرداد1386 19:39 توسط آخرین سامورائی |


 مقايسه را كنار بگذار ، آنگاه زندگي

 واقعاً زيباست . مقايسه را كنار

 بگذار آن وقت مي تواني بي كم

 و كاست از زندگي لذت ببري .

 كسي كه از زندگي اش لذت

 مي برد هيچ ميلي به تملك

ندارد زيرا مي داند چيزهاي

 واقعي زندگي كه ارزش لذت

 بردن دارند قابل خريداري نيستند .

 

+ نگارش در جمعه 19 مرداد1386 1:28 توسط آخرین سامورائی |


 

  تقصيرتو نيست كه حوض دل من بي ماهيست

 

روزگارش اينوخواسته به تو چه !

 

ماهي قشنگ وزيبا بروبرس به دريا

 

مابه اون عكس قشنگت توي قاب دلمون دلشاديم

 

بيشترازاين چي ميخوايم؟

 

ماكه توي درس ومشق

 

 عشق يه نمرهءبيست پيرمون كرد

 

ماكه حرف اين واون ازاين زمونه سيرمون كرد

 

مهرصدآفرين روزگار ....

 

غلط كرده كه پاي دفتر تقديرماهم بشينه

 

توهمون نمرهء بيستي به خدا

 

توخوبي .....

 

من نميتونم بگيرم.

 

 

(کورش قلج)

 

+ نگارش در چهارشنبه 17 مرداد1386 15:6 توسط آخرین سامورائی |


روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت .


فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان

 

 این گونه می گفت " . می اید ، من تنها گوشی هستم كه

 

 غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را

 

 در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از

 

 درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ،

 

 گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :


" با من بگو از انچه سنگینی سینه توست  گنجشك گفت:

 

 " لانه كوچكی داشتم ، ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه

 

 بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی این توفان

 

بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود ؟

 

 و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد .

 

فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی .

 

 باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمین مار پر گشودی .

 

 گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود.


خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم

 

+ نگارش در سه شنبه 16 مرداد1386 11:51 توسط آخرین سامورائی |


 

 پيمان بستن با خود و سخت‌كوشي

 

 در راه هدف درس نخست در طريقت

 

سامورايي است ونشان از انديشه

 

 استوار دارد.زيبايي در رفتار بجا

 

و منشي درست است، نبايد كه در

 

 انجام كارهاي بايسته كوتاهي ورزيم.

 

نبايد كه در بند اميال و خودپرستي

 

 بمانيم و مايه آزار ديگران شويم.

 

........

 

يك سامورايي از شكستي كه با

 

 همه تلاش انجام شده فرا رويش 

 

قرار گيرد باكي ندارد. «اگر يك

 

 سامورائي در انجام كار و يافتن

 

 مقصودي،با همه سخت‌كوشي

 

ناكام بماند اين شكست ا و همانند

 

مرگي پرافتخار در جنگي نابرابر است».

+ نگارش در دوشنبه 15 مرداد1386 16:4 توسط آخرین سامورائی |


طبق آخرين تحقيقات،داريوش هخامنشي مسلمان بوده!!!.


ملك زاده،معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري

 در جمع "تيرلودرها"(منظور همان تورليدرها هستند كه جناب ملك زاده

آن‌ها را اينگونه خطاب كرد)گفت:"تخت جمشيد هويت ايراني و اسلامي دارد.

 آن را رو به سمت قبله ساخته‌اند.اصلا تخت جمشيد "ياعلي" است!!!!!."

ايشان همچنين فرمودند:" سه و نيم ميليون از جمعيت شش ونيم ميليوني

توريست‌هايي كه به تونس مي‌روند،توريست‌هاي فرهنگي هستند.اما اين تونس

هيچ چيز ندارد.فقط چند تا درخت نخل را در زمين فرو كرده‌اند."

 (نقل ازخبرگزاري ميراث فرهنگي)


(وصيت نامه داريوش)

اينك كه من از دنيا ميروم بيست وپنج كشور جزءامپراطوري ايران است

 ودرتمام اين كشورها پول ايران رواج دارد وايرانيان درآن كشــورهاداراي

 احترام هستندو مردم كشورهانيز درايران داراي احترام ميباشند.

جانشين من خشايارشا بايد مثل من درحفظ اين كشورها بكوشد

وراه نگهداري اين كشورها اين است كه درامورداخلي آنها

مداخله نكند ومذهب وشعائرآنهارا محترم بشمارد

(روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب

+ نگارش در دوشنبه 15 مرداد1386 11:6 توسط آخرین سامورائی |


 

درقفل در كليدي چرخيد

 

لرزيدبر زبانش لبخندي

 

جون رقص آب برسقف

 

ازانعكاس تابش خورشيد

 

درقفل در كليدي چرخيد

 

بيرون...

 

رنگ خوش سپيده دمان

 

مانندهء يكي نت گمگشته

 

ميگشت پرسه زنان روي

 

سوراخهاي ني

 

دنبال خانه اش

 

درقفل در كليدي چرخيد...

 

لرزيدبر زبانش لبخندي

 

جون رقص آب برسقف

 

ازانعكاس تابش خورشيد

 

درقفل در كليدي چرخيد

 

......

 

+ نگارش در یکشنبه 14 مرداد1386 0:5 توسط آخرین سامورائی |


واگرخفه ام كنند

 

سازش نخواهم كرد

 

وحقيقت راقرباني مصلحت

 

 نميكنم

 

واماآن قوم

 

اگرموفق شوند

 

كه مرابرداركشند

 

وياهمچون عين القضاة

 

شمع آجين كنند

 

ويا مانند ژورنادو

 

درآتشم بسوزانند

 

حسرت شنيدن يك آخ را

 

بردلشان خواهم نشاند

+ نگارش در یکشنبه 14 مرداد1386 0:3 توسط آخرین سامورائی |


روحم را هفت بارنكوهش كردم:نخستين بار هنگامي كه اورافروتن

 

ديدم تاشايدبه جايگاهي رفيع دست يازد.دوم بارهنگامي كه اوراديدم

 

 كه درمقابل معلولين ميلنگد .سوم بار هنگامي كه درانتخاب ميان

 

سختي وراحتي مختاربود وراحتي رابرگزيد . چهارم بار هنگامي كه

 

گناهي مرتكب شد وخودرا دلداري ميدادكه ديگران نيز خطاميكنند .

 

 پنجم بارهنگامي كه ازسرضعف صبرپيشه كرد وصبرخويش را به

 

قدرت نسبت داد . ششمين بار هنگامي كه زشتي چهره اي

 

 را نكوهش كردونمي دانست كه آن يكي از نقابهاي خودش است.

 

وهفتمين بارهنگامي كه آواي ثناسرداد وآن رافضيلتي پنداشت.

 

تو شراب مينوشي شايد كه مست شوي ومن مينوشم

 

شايد كه مرا از مستي آن شراب ديگر هشيار كند.

 

+ نگارش در شنبه 13 مرداد1386 21:33 توسط آخرین سامورائی |


خداگفت:ليلي يك ماجراست ماجرائي

 

 آكنده ازمن ماجرائي آكنده ازتو

 

ماجرائي كه بايد بسازيدش شيطان

 

گفت:يك اتفاق است.بنشين تا بيفتد

 

آنها كه حرف شيطان را باوركردند

 

 نشستندوليلي هيچگاه اتفاق نيفتاد.

 

مجنون اما بلندشد رفت كه

 

 ليلي بسازد

 

خداگفت:ليلي درداست  دردزادني نو 

 

 تولدي بدست خويشتن شيطان گفت:

 

آسودگي است خيالي است خوش

 

خداگفت:ليلي رفتن است عبوراست

 

 وردشدن شيطان گفت:ماندن است

 

فرورفتن درخودخداگفت ليلي جستجوست ليلي نرسيدن است

 

نداشتن وبخشيدن شيطان گفت :خواستن است گرفتن وتملك  

 

خداگفت:ليلي سخت است ديراست ودورازدست   شيطان گفت:

 

ساده است همين جائي ودم دست. ودنياپرشداز ليلي هاي زود

 

 ليلي هاي سادهءاينجائي ليلي هاي نزديك لحظه اي

 

خداگفت: ليلي زندگي است  زيستني ازنوع ديگر

 

ليلي جاوداني شد  وشيطان ديگرنبود...

 

مجنون زيستني ازنوع ديگررابرگزيد ومي دانست كه

 

ليلي تاابدطول ميكشد....

 

 

+ نگارش در جمعه 12 مرداد1386 14:21 توسط آخرین سامورائی |


اگرتنهاآنچه راكه روشنائي آشكارميكند ميتواني ببيني

 

وآنچه را تنها صدااعلام ميكند ميتواني بشنوي

 

 پس براستي نه ميبيني ونه ميشنوي

 

اگربراستي بايدساده دل باشي بزيبائي چنين باش

 

ورنه خاموش باش.زيرااكنون در همسايگي ما

 

مردي درحال مرگ است.

 

 

+ نگارش در پنجشنبه 11 مرداد1386 23:9 توسط آخرین سامورائی |


خداوندا:

 

به راستي درآفرينش تو زشتي وجودندارد به من انديشه اي

 

عطا فرما تاتحت تاثير اشكال ظاهري قرار نگيرم

 

 شكل ظاهر راتوبخشيده اي

 

پس عيب جوئي از شكل ظاهر عيب جوئي ازتوست

 

 

+ نگارش در چهارشنبه 10 مرداد1386 23:42 توسط آخرین سامورائی |


درآينه دوباره نمايان شد

 

باابرگيسوانش درباد

 

باز آن سرود سرخ انالحق

 

ورد زبان اوست.

 

تو  درنمازعشق چه خوانده اي ؟

 

كه سالهاست بالاي دار رفتي واين شحنه هاي پير

 

ازمرده ات هنوز پرهيزميكنند؟

 

 نام تورا به رمز  رندان سينه چاك نشابور

 

  درلحظه هاي مستي  مستي وراستي

 

   آهسته زيرلب تكرارميكنند

 

  وقتي تو  روي چوبهء دارت خموش ومات

 

                                            بودي.....

 

                                            ما......

 

  انبوه كركسان تماشا   با شحنه هاي مآمور

 

   مآمورهاي معذور!

 

   همسان وهمسكوت مانديم .

 

   خاكسترتورا

 

   بادسحرگاهان هرجا كه برد

 

   مردي زخاك روئيد

 

 دركو چه باغهاي نشابور

 

 مستان نيمه شب به ترنم

 

 آوازهاي سرخ تورا باز

 

  ترجيع وار زمزمه كردند

 

                  (نامت هنوز وردزبانهاست)

 

                                            هنوز

 

 

                                          (دکترشفیعی کدکنی)

 

+ نگارش در چهارشنبه 10 مرداد1386 17:21 توسط آخرین سامورائی |


 

انديشه سامورايي خطا و خطر

را در كارها مي‌پذيرد و لغزش و

 اشتباه را طبيعي و ناگزير

 مي‌داند.سامورايي، استوار

و محكم از خطاهاي كوچك

 بيم به دل راه نمي‌دهد.

در انديشه سامورايي

 شكست و پيروزي 2 روي يك

 سكه است. آنچه اهميت دارد

 مبارزه و تلاش است كه پاسدار

 ارزش‌هاي سلحشوري مي‌باشد.

 

+ نگارش در سه شنبه 9 مرداد1386 23:29 توسط آخرین سامورائی |


پرفسور فرهادرشيدي حائري

 

 استادايراني الاصل دانشگاه

 

پلي تكنيك لوزان سوئيسEPFL))

 

برنده مدال بلوندل فرانسه است

 

 اين مدال هرسال از طرف انجمن 

 

برق والكترونيك"تكنولوژي اطلاعات

 

ومخابرات فرانسه به افراد شاخص دراين

 

زمينه ها اهداميشود.

 

فرهادرشيدي اين مدال رابخاطرتحقيقاتش درتعيين

 

خواص الكترومغناطيسي رعدوبرق وارائه مدلهائي  براي دشارژ

 

ابرهادريافت كرد.مدلهاي ارائه شده توسط وي بااستقبال جامعه

 

علمي مواجه گرديده ومورداستفاده بسيارزيادي قرار گرفته است.

 

پروفسور رشيدي درسال 2005جايزه دستاوردهاي تكنيكي

 

IEEEرانيز دريافت كرده است.شايدماايرانيها پدروي استاد

 

 داوود رشيدي وخواهرش ليلي رشيدي(زي زي گولو)

 

را بيشتر بشناسيم

 

 

+ نگارش در سه شنبه 9 مرداد1386 22:7 توسط آخرین سامورائی |


چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم

 

سینماست . او در زمانی که در اوج

 

 موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد

 

 و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی

 

فقط یکی از این بچه ها که جرالدین

 

 نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش

 

 ارث برده و چند سالی است که در

 

 دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به

 

 شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری

 

 روی او حساب می کنند .چند سال پیش وقتی جرالدین تازه

 

می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت

 

که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد 

 

و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.

 

 

                                                       (روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب

+ نگارش در سه شنبه 9 مرداد1386 15:37 توسط آخرین سامورائی |


زندگي فقط فرصتي است براي تعالي ، براي بودن ،

براي شكوفا شدن . زندگي به خودي خود خالي است ،

تا خلاق نباشي قادر نخواهي بود آن را با رضايت خاطر پر كني .

 تو نغمه اي در دل داري كه بايد سراييده شود

 و رقصي كه بايد اجرا شود

+ نگارش در دوشنبه 8 مرداد1386 19:12 توسط آخرین سامورائی |


 

آنگاه كه در آزوي بخششي هستي كه شايد نامش را نداني

 

وآنگاه كه غمگيني بي آنكه دليلش را بداني

 

درآنزمان براستي توبا هرآنچه رشدميكند رشد ميكني

 

وبه سوي وجودبرتر خويش صعود ميكني

 

+ نگارش در دوشنبه 8 مرداد1386 12:34 توسط آخرین سامورائی |


 

كوكایین، آلكالوئید اصلی برگ كوكا است كه از برگهای بوته ای به نام

(Ergthroxglom Coca) بدست می آید، كه مركز اصلی رویش آن

 آمریكای جنوبی است. كوكایین به عنوان ماده موثر در سالهای

۶۰- ۱۸۵۹ م. از برگ كوكا مجزا و استحصال شد. كراك را نیز از

 كوكایین تهیه و در اواخر تابستان و اوایل پاییز سال ۱۹۸۵ م.

به بازار شهر نیویورك عرضه كردند. كراك خطرناكترین ماده

 اعتیاد آوری است كه تا كنون به بازار آمده و به حدی

 وابستگی آور است كه یك بار مصرف آن، فرد را معتاد می كند.

 

(روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب

+ نگارش در یکشنبه 7 مرداد1386 21:3 توسط آخرین سامورائی |


 

سنجهء جهل تو ژرفاي باورت به بيعدالتي و مصيبت است

 

كرم ابريشم پيله را پايان جهان مي خواند پير فرزانه پروانه مي داند

 

 

                                                    

+ نگارش در یکشنبه 7 مرداد1386 13:7 توسط آخرین سامورائی |


امروز کسی باش که واقعا آرزو داری مهربان و باگذشت ساده و

 شفاف پاک و خالص با انعطاف و مددرسان .رنج و نگرانی را کنار بگذار

به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داري در وجود خویش

 به جای رنج دادن و ناسپاسی به دنبال شوق و امید باش فقط

یک روز بی ضرر باش و برای همگان مفید باش  حقیقت را دریاب

نیت کلام و کردار و گفتارت را آرامش بده اگر باورت نکردند نهراس

بر ناتوانی خود برای رسیدن به خواستهای مهر آمیزت غلبه کن

چنان با محبت رفتار کن که دلیلی برای شرمسار بودن از خودت

 نداشته باشی پیش داوری هایت را کنار بگذارکه رنج پیش از آن

حتمی است همین امروز از بخشش آکنده شو کس نمی داند

 فردا چه در راه است زندگی کوتاه است درگذشته ها نمان نگران

 آینده نباش فقط یک روز لحظه های امروزت را باامید و اشتیاق

به سمت مسیر ی تازه و سپید ببر

در تاریکی به دنبال چه میگردی ؟ چرانور را نمی جویی ؟

+ نگارش در یکشنبه 7 مرداد1386 12:47 توسط آخرین سامورائی |


با يك شكلات شروع شد من يك شكلات گذاشتم توي دستش

 اويك گذاشت توي دستم من بچه بودم اوهم بچه بودسرم رابالاكردم

 سرش بالا كرد ديد كه مراميشناسد خنديدم گفت:دوستيم؟

گفتم:دوست دوست.

گفت:تا كجا گفتم:دوستي كه تا ندارد......

 

(روي ادامه مطلب كليك كنيد)


ادامه مطلب

+ نگارش در یکشنبه 7 مرداد1386 0:0 توسط آخرین سامورائی |


كسي كه قدرت داشته باشد هرگز تجاوزكار نمي‎شود،

 تنها ضعيف‎ها هستند كه تجاوزكار مي‎شوند.


ادامه مطلب

+ نگارش در شنبه 6 مرداد1386 22:3 توسط آخرین سامورائی


كسي كه بتواند به غريبه اي سلام كند ، به يك درخت هم ميتواند

 سلام كند . ميتواند براي پرنده ها آواز بخواند . آنها هر روز آواز

 ميخوانند و تو حتي به روي خود هم نياورده اي كه بايد روزي

 چهچهه ي آنها را پاسخ دهي !

+ نگارش در شنبه 6 مرداد1386 14:6 توسط آخرین سامورائی |


آدمها . . . .

يا به دليلي يابراي مدتي يابراي هميشه واردزندگيت مي شوند.وقتي فهميدي به چه دليل است آن موقع مي داني چه كاركني وقتي كسي به هر علتي وار د زندگيت مي شود اغلب اوقات خواسته اي داري كه يا دردلت آرزويش راكرده اي يا برزبان آورده اي .آنها مي آيند تا به طريقي مشكلت راحل كنند تاباراهنمايي ياحمايت زمينه برآوردن نيازمادي ياعاطفي ياروحي ات رافراهم كنند. به نظرمي رسد موهبتي الهي باشندويقينا"همين طور هم هستند.......    

     

(روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب

+ نگارش در شنبه 6 مرداد1386 12:58 توسط آخرین سامورائی |


آرتوراشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون

 آلوده اي كه درجريان يك عمل جراحي درسال ۱۹۸۳دريافت

كرد به بيماري ايدز مبتلا شد ودربسترمرگ افتاد او از

سراسر دنيا نامه هائي از طرفدارانش دريافت كرد.يكي از

طرفدارانش نوشته بود:چراخدا تورا براي چنين بيماري

دردناكي انتخاب كرد؟           آرتور در پاسخش نوشت:

دردنيا ۵۰ميليون كودك بازي تنيس را آغاز ميكنند.

  ۵ميليون ياد ميگيرند كه چگونه تنيس بازي كنند.

۵۰۰ هزارنفر تنيس رادرسطح حرفه اي يادميگيرند.    ۵۰ هزارنفر پابه مسابقات

 ميگذارند۵هزارنفرسرشناس ميشوند.   ۵۰  نفربه مسابقات ويمبلدون

 راه پيداميكنند. ۴ نفربه نيمه نهائي ميرسند.ودونفر به فينال.....

وآن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم

 هرگز نگفتم خدايا چرا من؟

 وامروز هم كه ازاين بيماري رنج ميكشم هرگز نميگويم خدايا چرا من؟

 

+ نگارش در پنجشنبه 4 مرداد1386 0:46 توسط آخرین سامورائی |


با او رابطه داشتم
تنها بودم

                 او هم تنها مانده بود

                               هر دو خسته بودیم

                                                       من از زمین

                                                         او از آسمان

قرارمان نیمه شب بود 
                                   پشت پنجره آمد

                                            باورت نمی‌شود

                                                    به من لبخند زد

                                    خیلی زیبا

                                فوق العاده زیبا بود

                       یادم آمد

                   شب چهاردهم بود

                        و
                             او

                       کامل ِ کامل

 

                                                            پاگرد

+ نگارش در چهارشنبه 3 مرداد1386 23:2 توسط آخرین سامورائی |


 

 

 

 

 

همایش دوسالانه معتادان گمنام ناحیه ۳ ایران


ادامه مطلب

+ نگارش در چهارشنبه 3 مرداد1386 16:13 توسط آخرین سامورائی |


 

+ نگارش در چهارشنبه 3 مرداد1386 15:14 توسط آخرین سامورائی


دم به كله ميكوبد

 

وشقيقه اش دو شقه ميشود

 

بي آنكه بداند

 

حلقهء آتش را

 

خواب ديده است

 

عقرب عاشق......    

+ نگارش در چهارشنبه 3 مرداد1386 14:41 توسط آخرین سامورائی


اي پسرعمران(موسي):

 

 هرگاه بنده اي مرابخواند

 

 آنچنان به سخن او گوش مي سپرم

 

 كه گوئي بنده اي جزاوندارم

 

اما شگفتا كه بنده ام...

 

 همه راچنان مي خواند كه گوئي همه خداي اويند

 

 جز من.

 

+ نگارش در چهارشنبه 3 مرداد1386 14:7 توسط آخرین سامورائی


پروردگارا:

 

مراابزارآرامش خويش قراربده

 

بگذاردرهرجاكه نفرت است عشق دروكنم

 

وهرجاكه آسيب است عفو

 

هرجاكه شك است ايمان

 

هرجانوميدي است اميد

 

هرجاتاريكي است نور

 

وهرجاغم است سرور

 

اي پروردگارعالم به من لطف كن

 

تابيشتردرپي تسكين بخشيدن باشم تاآرام شدن

 

همانطوركه مي فهمم فهميده شوم

 

همانطوركه دوست دارم دوست داشته شوم

 

زيرادراثر دادن است كه دريافت ميكنم

 

دراثر بخشيدن است كه بخشيده مي شوم

 

درمرگ خوداست كه درزندگي جاودان متولدمي شوم.

 

+ نگارش در چهارشنبه 3 مرداد1386 13:30 توسط آخرین سامورائی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

خاطره خودکلانتر جان است
انتظارفرج از نیمه خردادکشم
فاحشه
راز بی اخلاقی مسلمانان
بازی‌های المپیک چین تحریم شد
دعاي مخصوص سال نو
تاکی گریزی از اجل
خوشبختی
از طلا بودن پشیمان گشته ایم
کل یوم عاشورا
عکسهای متفاوت جنگ در عراق
گمشدگان
... ملت تو ماشدیم کورش والا
شهادت آب
پیامبرودیوانه
. . . سرخ کردن ماهی
درخشش
كُند همچون دشنه اي زنگار بسته
من کیستم
لبخند
. . . ببین مرگ مرادرخویش
. . . این روشی است که
. . . ببین تفاوت کار
رهبردنیا
وصیت نامه داریوش
دست امید
لیلی
بهشت از آن تو
جائیکه خدامیخواهد من آنجاباشم
. . . زن عشق مي كارد و
احمدی نژاد معجزه هزاره سوم
آرتور اشی
شکلات
چارلی چاپلین
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386


آرشیو موضوعی

ادبی
اعتياد
سخن بزرگان
انديشه هاي يك سامورائي
شعر
زنان
عکس
خبر

نویسندگان

آخرین سامورائی
یک سامورائی


پیوندها

4shared
خبرگزاری فارس
خبرگزاری مهر
ایرنا
ایسنا
ایلنا
انجمن معتادان گمنام
هاواري ئه وينار...فرياد عاشق
انتهاي سكوت....رضا
sharemation
flickr
tinypic
keepvid
youtube
كانون زنان ايراني
بانوي تو
روانبخش صادقی
پاگرد
تغئیر برای برابری
حسین پناهی
صادق هدایت
کاوه گلستان
سهراب سپهری
مهتاب
اهداء عضو
شوق رهائي
مرگ اهريمن
قلمستون
درد دل يه ...
نقطه چين
گفتني ها
دوست داران كورش
پشه درسرزمين عجايب
شاه آمفاكتوس سوم
پائولو كوئليو
رويش
فرزام شيرزادي
كافه انتهاي كوچه بن بست
ساعت صفر
ابلهي كه همه چيز ميدانست
ابوالهول
دوشيزه مترسك
خرچنگ قورباغه
رويداد
شيخ حقگو
ابراهيم نبوي
آغاز يك پايان
امپراتور
نفرت
آناهيد
كلوزآپ
سهيل آصفي
كلماتي ازيك كوهنورد
دل آواز...استادشجريان
تاآزادي پلي تكنيكي هاي دربند
بهجو
عكس نوشته هاي منصورنصيري
بهرام مشيري
چلغوز مهمترين روزنامه بشريت
فتو وبلاگ مستان
نيك آهنگ كوثر
مسيح علي نژاد
آواي آزاد
كسوف
سايت تخصصي فلامنكو
ساهاجايوگا
احمدباطبي
رندانه
خاطرات سرپائي
كپي وبلاگ
قانون سيب..علي ايران نژاد
مكتب كمال...محمودمعظمي
حقيقت روشن
اتاقي ازآن خود
تراوشات یک ذهن بیمار
آبهای درخشان
لوح سپید
یاس وحشی برگی از طبیعت انسان
خبرنامه اميركبير
افسون
گاه شمارايرانيان
جیمبولک
فتووبلاگ امین نظری
تاملاتی در کتاب مقدس
تصویر برابری
میدان زنان
اتوبوس آبی
نه طنز
دوده
سه شنبه خاکستری
کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند
خاطرات یک مرد مرده
قهوه و سیگار
گل آقا
خاطرات
کافه نادری
دانشنامه آزاد ويكي پديا
همه چيز درباره اسلام
رضا فاضلي
فصل سرد
رویا طلوعی
آپلود صوتی
نسل خاموش
من یک پسرم
جغد سفيد
سگ سیبیل
وبلاگ مریم ها
صلیب شیطان
پروانه های خیال
شاه شمشادقدان
ژیوار
پابرهنه تا ماه
اختا
بی خدائی چیست
مایی هستیم و شمایی هستید
شبح آینه پوش
تردید خاکستری
دیرینه دل
فریاد ایرانی
برگا رفته
نوشته های تنهائی
اینک میان دوهیچ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin